همه مردم جسمند و روح...
مردمی دارا .مردمی ندار .عده ای گرسنه عده ای سیر.عده ای خوابیده
زیر کپری خیس و کپک زده از باران چکیده از لابلای درز های سقف و
عده ای درون کاخهای خود مشغول طلف کردن زندگی.
حال میپرسم:چیست تفاوت میان این گرسنگان و سیر دلان و سیر
شکمان ؟غرور به عنوان بزرگترین تفاوت در میان مردم ما مطرح است
غروری که از فرط عظمت به خود پرستی بدل شده.آیا سیر بودن دلیل
برتریست؟آیا گرسنه توان درک کردن و لیاقت زندگی ندارد؟
چرا این اندازه خود پرستیم؟
همه اشتباه میکنند .همه نمیفهمند.همه بی لیاقتند ووووو
دلیل:فرد از روی عدم توانایی فکری و ذهنی حالتی ستیزه جو به خود
میگیرد.زیرا توان مقابله و رویارویی با ضعفهای خود را ندارد پس با خوار
کردن مردمان نزدیک ودور و هرکه را میبیند و با تکرار ایرادهای افراد دیگز
در ذهن خود و در میان همنوعان خود سعی در فرار از ضعفهای خود دارد
پس با مرور زمان رفتار مردم در ذهن او به عنوان اشتباهی جا افتاده و
کم کم خود را از آن مبرا می یابدو اینگونه خودپرستی شکل میگیرد.
راه کار:
۱:سعی در شناخت خود
۲:قرار گرفتن عامدانه در موقعییت های دشوار وآزمونهای خود ساخته(
سفر به کویر و...)
۳:باور بر اینکه هر فردی متناسب با اعتقادی روشی را دنبال میکند
همانند خود او
ولی وای بر ما...که در غرور خود غرقیم و هیچ راهی برای نجاتمان
نیست.
|
+| نوشته شده توسط
ZORRO در جمعه بیستم مرداد 1385
|